غزل شمارهٔ 379
Toggle stanza 1حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
11
حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
برق است حسن، شعله گداز و بهانه سوز
22
تا کی بهانه گیری و آسودگی، که هست
ناموس درد پرور و صدها بهانه سوز
33
در مزرع جهان مفشان دانهٔ امید
زین دشت برگذر که زمینی است دانه سوز
44
گفتی چه طایر است دل سینه دشمنت
آتش به خویش در زده و آشیانه سوز
55
در خرمن زمانه زنم آتش از فغان
شوق تو جان گداز من و من زمانه سوز
66
چون سیل آتش آمده ام، مست اشتیاق
کز بوسه های گرم شود آستانه سوز
77
عرفی مجو نهایت ایام دوستی
دریای آتش است محبت، کرانه سوز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

