Toggle stanza 1
درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
1

درد نایافت ز بی دردی اقبال من است

ور نه مقصود من افتاده به دنبال من است

2

با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگز

شکوه ی من همه از جانب اهمال من است

3

هرگز از محنت ایام نبودم آزاد

فتنه همزاد من و حادثه هم سال من است

4

آستینی که دو عالم بت و زنار در اوست

گر به معنی نگری نامه ی اعمال من است

5

عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببر

کانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است

Sources

Persian text source: Ganjoor