غزل شمارهٔ 88
Toggle stanza 1درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
11
درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
ور نه مقصود من افتاده به دنبال من است
22
با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگز
شکوه ی من همه از جانب اهمال من است
33
هرگز از محنت ایام نبودم آزاد
فتنه همزاد من و حادثه هم سال من است
44
آستینی که دو عالم بت و زنار در اوست
گر به معنی نگری نامه ی اعمال من است
55
عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببر
کانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

