Toggle stanza 1
از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
1

از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم

شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم

2

دامن‌کشِ ما بود فریبِ غم ناموس

زین کشمکش بیهده رستیم و گذشتیم

3

هر گه که به ما راحتیان راه گرفتند

لختی دل آن طایفه جستیم و گذشتیم

4

پا بست در آتش زدن و رفتن از این دشت

خود را به دل سوخته بستیم و گذشتیم

5

گفتند که از کعبه گذشتن نه ز هوش است

گفتیم که ما مردم مستیم و گذشتیم

6

صد جا به کمند آمده بودیم در این راه

چون برق ز بند همه جستیم و گذشتیم

7

هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد

در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم

Sources

Persian text source: Ganjoor