غزل شمارهٔ 479
Toggle stanza 1از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
11
از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم
22
دامنکشِ ما بود فریبِ غم ناموس
زین کشمکش بیهده رستیم و گذشتیم
33
هر گه که به ما راحتیان راه گرفتند
لختی دل آن طایفه جستیم و گذشتیم
44
پا بست در آتش زدن و رفتن از این دشت
خود را به دل سوخته بستیم و گذشتیم
55
گفتند که از کعبه گذشتن نه ز هوش است
گفتیم که ما مردم مستیم و گذشتیم
66
صد جا به کمند آمده بودیم در این راه
چون برق ز بند همه جستیم و گذشتیم
77
هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد
در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

