غزل شمارهٔ 567
Poet: Urfi
Toggle stanza 1امشب که به سر شراب داری
11
امشب که به سر شراب داری
مشکن دل ما که تاب داری
22
تقصیر نکرده در هلاکم
با غمزه چرا عتاب داری
33
آشوب قیامتش غباریست
این فتنه که در رکاب داری
44
در دعوی فتنه گاه مستی
صد عربده با شراب داری
55
گر لذت ناوک تو این است
وز خون ملک ثواب داری
66
داری به دلم نگاه گرمی
گویا هوس کباب داری
77
در سینهٔ گرم هر که بینم
آتشکدهٔ خراب داری
88
عرفی دل خود به باد دادی
گر غم طلبد، جواب داری؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

