غزل شمارهٔ 1815

Toggle stanza 1
بر لب اثر شراب داری
1

بر لب اثر شراب داری

وز غمزه خیال خواب داری

2

شب خسپی و ما کنیم فریاد

آگه نشوی، چه خواب داری؟

3

نارسته ز پوست می نماید

خطت که ز مشک ناب داری

4

در آب حیات غرقه شد خضر

زان سبزه که زیر آب داری

5

تری خطت بجای خویش است

هر چند بر آفتاب داری

6

لب از تو و دل ز من، خوشی کن

چون هم می و هم کباب داری

7

خون ریز که گر بپرسدت کس

در هر مژه صد جواب داری

8

گفتی کنمت به غمزه بسمل

بسم الله اگر شتاب داری

9

گر کشتنی است بنده خسرو

بیهوده چه در عذاب داری؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor