غزل شمارهٔ 1815
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1بر لب اثر شراب داری
11
بر لب اثر شراب داری
وز غمزه خیال خواب داری
22
شب خسپی و ما کنیم فریاد
آگه نشوی، چه خواب داری؟
33
نارسته ز پوست می نماید
خطت که ز مشک ناب داری
44
در آب حیات غرقه شد خضر
زان سبزه که زیر آب داری
55
تری خطت بجای خویش است
هر چند بر آفتاب داری
66
لب از تو و دل ز من، خوشی کن
چون هم می و هم کباب داری
77
خون ریز که گر بپرسدت کس
در هر مژه صد جواب داری
88
گفتی کنمت به غمزه بسمل
بسم الله اگر شتاب داری
99
گر کشتنی است بنده خسرو
بیهوده چه در عذاب داری؟
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

