غزل شمارهٔ 110
Poet: Urfi
Toggle stanza 1مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است
مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است
برهنگی مطلب که آن لباس رعنایی است
زبان ببند و نظر باز کن که منع کلیم
کنایت از ادب آموزی تقاضایی است
دماغ یوسف اگر تر کنند کف ببرد
از این شراب که در ساغر تماشایی است
نقاب می کشد ای دل تمام حوصله شو
که باز وقت شراب و کرشمه پیمایی است
چنین که بر دم شمشیر و دشنه می غلتم
حسود را رسد گویدم که هر جایی است
شهید عاطفت آن کرشمه ام که از سر مهر
تمام نقش طرازی و مشهد آرایی است
به شوق دوست چه سازم که در شریعت عشق
خیال بی ادبی و نگاه رسوایی است
مگو که نیست گنه کار تر از من عرفی
که این حدیث گرانمایه لاف یکتایی است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زهی رفیق که با چون تو سروبالایی است
که از خدای بر او نعمتی و آلایی است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 112
خوشم به درد که در پرده شکیبایی است
بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1776
بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است
اگر به سرو شکستی رسد ز رعنایی است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1777
در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است
نفس شمرده زدن نیز بادپیمایی است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1778
Sources
Persian text source: Ganjoor

