غزل شمارهٔ 41

Toggle stanza 1
مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست
1

مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست

که کج روی نکنم ور نه عزم راه خطاست

2

عجب که باورم آید از راه اندیشی

که آفتاب قیامت ز سایه ی طوبی است

3

به ملک صدق گنه را به عفو دشمنی است

جزاء جرم در این خطه جزو کاه رباست

4

به میوه ای که رسد دست امیدوارم کن

که دست کوته و شاخ بلند دام بلاست

5

ز بس که نور جمالش ز پرده می جوشد

نیافتم که نقابش حریر و باد صباست

6

از آن من گردیدند طایران حرم

که هر آن نوا که شنیدم شناختم که کجاست

7

جوی در وجود خود از مردمی نیابم هیچ

عرق ز ناصیه بیرون جهد که شرم کجاست

8

به آدمی ی فرومایه دل مبند عرفی

که این متاع زبون بازمانده ی یغماست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست

به جست و جوی نگاری که نور دیده ماست

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 399

آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست

موج این‌دریا به‌چشم اهل‌عبرت اژدهاست

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 421

فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست

چه آسمان‌ چه‌ زمین‌ مغز این‌ دو پوست‌ هواست

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 436

نفس محرک جسم به غم فسرده ماست

غبار خاک‌نشین را، ر‌م نسیم عصاست

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 443

نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلت‌زاست

همین نفس‌ که تواش صید الفتی دنیاست

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 445

درین سراچه که چرخش کمینه طاق نماست

همیشه قامتم از بار دل چو طاق دوتاست

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 4

گدای کوی خرابات پل برهنه چراست

اگر نه کفش زده فقر او به فرق غناست

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 59

چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست

سخن‌شناس نه‌ای، جان من! خطا این جاست

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 22

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست

بدانک مست تجلی به ماه راه نماست

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 475

بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست

که بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راست

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 476

Sources

Persian text source: Ganjoor