Toggle stanza 1
گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
1

گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است

امروز که مرهم نبود ریش کفاف است

2

گر سلطنت دنیی و دین جمع نکردیم

پیشانی شاه و دل درویش کفاف است

3

بی سلسله جنبان ستم چرخ بجستند

پیرانه ستم گر نکند خویش کفاف است

4

آن را که در گنج سعادت بگشایند

تشویش ستم های کم و بیش کفاف است

5

در منجله ی عشق سر انگشت فرو بر

گر شهد میسر نشود نیش کفاف است

6

عرفی به ره تجربه زین پس بنشینند

محنت زده را واقعه ی پیش کفاف است

Sources

Persian text source: Ganjoor