غزل شمارهٔ 491
Toggle stanza 1تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
11
تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
کو دیر محبت که به دریای دل افتم
22
کو معرکهٔ عشق که از بوی شهادت
بی خود شده در لجهٔ خون به حل افتم
33
آخر که مرا گفت که از باغچهٔ قدس
بی فایده در دامگه آب و گل افتم
44
مستی ز من آموز که چون شعلهٔ مرهم
از داغ جگر خیزم و در خون دل افتم
55
کو انجمن قرب که تا بال گشایم
پر سوخته پیرامن شمع چگل افتم
66
عرفی که گمان داشت که از وادی اسلام
باز آیم و در سجدهٔ بت منفعل افتم
Sources
Persian text source: Ganjoor

