غزل شمارهٔ 275

Toggle stanza 1
خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد
1

خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد

هجوم گریه ام از بادهٔ وصال تو باشد

2

چنین که حسن تو را فتنه دوست کرده ، ندانم

برای اهل قیامت ، چه در خیال تو باشد

3

به وصل چون بگدازد به حسرت تو سزاست

که مانع نگهش هم انفعال تو باشد

4

ز ضعف خویش هلاکم امید و می ترسم

که زنده مانم و این باعث ملال تو باشد

5

دم نزع چو ندیدم کسی به حال تو عرفی

مگر کسی که دل از جان کند، حلال تو باشد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 275 — Ghazaliyat · ZindeRood