غزل شمارهٔ 533

Toggle stanza 1
به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری
1

به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری

دلم از هیچ می‌رنجد دل یارست پنداری

2

به تحریک نسیمی خاطرم آشفته می‌گردد

به خودرایی سر زلفین دلدارست پنداری

3

نه پندم می‌دهد سودی نه کارم راست بهبودی

دلی دارم که هر امسال او پارست پنداری

4

ننوشم تا قدح بر من دری از غیب نگشاید

کلید روزنم در دست خمارست پنداری

5

چنانم با سر زلف صنم سر رشته محکم شد

که رگ‌های تنم پیوند زنارست پنداری

6

به نوعی طعن مردم را هدف گشتم که دامانم

ز سنگ کودکان دامان کهسارست پنداری

7

فلک را دیده‌ها بر هم نمی‌آید شب از کینم

چنان هشیار می‌خوابد که بیدارست پنداری

8

غم خونخوار نوعی در قفای جانم افتاده

که او را در جهان با من همین کارست پنداری

9

«نظیری» بوالعجب شیرین و نازک نکته می‌آری

تو را شکر به خرمن، گل به خروارست پنداری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor