Toggle stanza 1
در بند تو زنجیر گرفتار شکسته
1

در بند تو زنجیر گرفتار شکسته

زندان شده صد رخنه و دیوار شکسته

2

زین بیش شکرخنده حلاوت نفروشد

طوطیم ز شکر سر منقار شکسته

3

از بس که عنان پیچد ازان چهره نگاهم

خار مژه در دیده خونبار شکسته

4

صد قافله ناز گشوده به دلم بار

سودای تو را رونق بازار شکسته

5

بیرون کنم از تن به سر ناخن غیرت

این خار که در سینه افگار شکسته

6

نی جامه کنم پاره و نی سینه کنم چاک

دیریست دل و دستم ازین کار شکسته

7

دل خسته ز بیچارگی چاره گرانم

اندوه طبیبان دل بیمار شکسته

8

پیمانه پیمان تو از بند عزیزان

اندک شده پیوسته و بسیار شکسته

9

پیمان تو جای عجبی نیست «نظیری »

خوش باش که عهد از طرف یار شکسته

Sources

Persian text source: Ganjoor