غزل شمارهٔ 188

Toggle stanza 1
ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد
1

ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد

بی باکی از مذاق خم می بدر نشد

2

این رسم های تازه ز حرمان عهد ماست

عنقا به روزگار کسی نامه بر نشد

3

باز این چه آفتست درخت امید را

امسال هم شکوفه فشاند و ثمر نشد

4

بیهوده بر گذرگه آفت نشسته ام

شد کاروان و مرد رهی جلوه گر نشد

5

رسوا منم و گرنه تو صد بار در دلم

رفتی و آمدی که کسی را خبر نشد

6

دستار مار گنج گره در گلو شود

خم را که خشت میکده یی تاج سر نشد

7

شب زنده دار باش که تا پیر بت تراش

بیدار بود، بتکده زیر و زبر نشد

8

در صدر چون حضور نبود آستان گزید

هرگز گدای کوی مغان معتبر نشد

9

بس نغمه ها به گوش «نظیری » هوس کشید

در از درون ببست و به بیرون در نشد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor