Toggle stanza 1
امشب چمن از گریه ما تازه و تر بود
1

امشب چمن از گریه ما تازه و تر بود

بر هر سر خار مژه لختی ز جگر بود

2

می رست رگ و ریشه جان از بن ناخن

صد لاله ستان کاشته در سینه و بر بود

3

در زیر لبم گاه طرب زمزمه می سفت

بر دور رخش گاه هوش حلقه شمر بود

4

تا روز به خلوتگه مقصود، اجابت

در پیرهن ناله هم آغوش اثر بود

5

از کثرت آمد شدن دزد خیالی

پیرایه خوابم همه شب زیر و زبر بود

6

وز بهر نثار قدمی چشم ترم را

تا گوش گریبان نظر پر ز گهر بود

7

گفتم به دعای سحری وصل تو خواهم

بیهوش شدم بوی تو با باد سحر بود

8

قاصد جگرم سوخت چه پیغام و چه نامه

دل بود همان خوش که به امید خبر بود

9

بگذشت و گریبان نزدی چاک «نظیری »

پیش چه بلا دست دعای تو سپر بود

Sources

Persian text source: Ganjoor