غزل شمارهٔ 361
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص
11
همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص
فریب حسن به اقبال جاودان مخصوص
22
در تو قبله امیدهای روحانی
سر نیاز به آن خاک آستان مخصوص
33
شکایت تو چو فکرم ز مغز بیگانه
محبت تو چو مغزم به استخوان مخصوص
44
غمی فتاده که با طایران وحشی دل
نمی شویم به هم در یک آشیان مخصوص
55
شدیم هر دری از شاهدان هرجایی
نه می به میکده نه گل به گلستان مخصوص
66
ز طول روز قیامت عجب هراسانم
که روز هجر تو باشد به این نشان مخصوص
77
به حاجتم نرسد گرچه شد به خدمت تو
به آشناییی آه من آسمان مخصوص
88
ز تو رگم به رگ و مو به موی در سخن است
حکایت تو همین نیست با زبان مخصوص
99
ز نامه تو معطر بغل «نظیری » را
چو گل فروش که باشد به باغبان مخصوص
Sources
Persian text source: Ganjoor

