غزل شمارهٔ 551
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی
گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی
گاه سوزم در هوای عارضت بر سر گلی
کوته است ایام گلشن رایگان نتوان نشست
دیدن گل منع اگر باشد نوای بلبلی
دل که آشوبی ندارد چیست؟ کاخ بیهوا
سر که سودایی ندارد چیست؟ کاس بیمُلی
از شط غم کشتی می بر کنار آرد مگر
ورنه از تدبیر نتوان بست بر دریا پلی
فرض صبحم گر قضا گردد صبوحی کی شود
چارقل خوانم تمام شب به عشق قلقلی
نافه چین آستینم گشت و ناف گل بغل
تا برو دوشم معطر شد به مشکین کاکلی
بنده آن تاب گیسو و خم بازو شوم
همچو شاخ سنبلی پیچیده بر شاخ گلی
کعبه و زمزم زنخدان و رخش پنداشتم
دیده شد بتخانه کشمیر و چاه بابلی
فیض از ساقی «نظیری» جوی نی از سامری
خاک پای جبرئیلت هست گرد دلدلی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
باز آمد در چمن یاد از صفیر بلبلی
رنگگل، طرف عذاری بویسنبلکاکلی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2749
شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی
بود دامان دگر بر آتش من هر گلی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6711
قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی
دست رد بر هیچ مخلوقی منه گر واصلی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6712
Sources
Persian text source: Ganjoor

