غزل شمارهٔ 500

Toggle stanza 1
تا شوی هم انس آگاهی اطلاق خواب ده
1

تا شوی هم انس آگاهی اطلاق خواب ده

ترک بالین حریر و بستر سنجاب ده

2

نقش هر پندار پیش آید، به می از دل بشوی

سر به صورت خانه نام و نسب سیلاب ده

3

ساقی ار نوشی بگوید، زهد و تقوا کن نثار

مطرب ار دستی برآرد، جبه و جلباب ده

4

پادشه رند است و عارف، جامه رندی بپوش

جبه سالوس و تسبیح ریا پرتاب ده

5

دردمندان را علاجی زان نظر دریوزه کن

مستحقان را زکاتی زان دو لعل ناب ده

6

چون چنین کردی روش بر کوه صحرا کن گذر

خار و خارا را خواص قاقم و سنجاب ده

7

توسن طبع و هوا سر داده میرانی کجا

دور از مقصد شدی آخر عنانی تاب ده

8

از سیه چشمان هندی آب در چشمت نماند

آب ریزان می شود در یزد چشمی آب ده

9

ره خطرناک است و منزل دور و رهزن در کمین

روز بی گه شد «نظیری »، ترک این اسباب ده

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor