غزل شمارهٔ 246
Toggle stanza 1آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
تا بازم از نصیب چه خون در سبو کنند
ما قابل نشاط و شکرخنده نیستیم
تا شهد خوشگوار که را در گلو کنند
آنان که تنگ ظرفی ما را شنیده اند
می بهر آزمایش ما جستجو کنند
آلودگی به گریه ز دامان نمی رود
دلق مرا به سیل مگر شست و شو کنند
تصدیع کم کشند گل و باده تا به کی
در کار بی دماغی ما آبرو کنند
کو زخم عاشقانه که در جلوه گاه حسن
صد چاک دل به تار نگاهی رفو کنند
تو کار دل به غمزه معشوق واگذار
بی طاقتی مکن که نکویان نکو کنند
حق عطای عشق نسازند هیچ ادا
گر خلق عمر در سر این گفت وگو کنند
دیگر ز آب دیده «نظیری » به خون نشست
چندان نماند دل که غم و غصه بو کنند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جمعی که با قناعت جاوید خو کنند
خود را چوگوهر انجمن آبروکنند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1464
حقمشربان دمی که به تحقیق رو کنند
خود را ز خود برند به جایی که او کنند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1465
روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
هم در طلسم خویش تماشای او کنند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1466
مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
تا بی غبار سجده بر آن خاک کو کنند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4221
روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
بر روی چاک سینه ما در فروکنند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4222
کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 270
آنان که وصل یار همی آرزو کنند
باید که خویش را بگدازند و او کنند
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 171
زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
شوریدگان صومعه می در سبو کنند
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 245
Sources
Persian text source: Ganjoor

