غزل شمارهٔ 1466

Toggle stanza 1
روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
1

روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند

هم در طلسم خویش تماشای او کنند

2

پاکی چو بحر موج زند از جبینشان

قومی که از گداز تمنا وضو کنند

3

آزادگان نهال گلستان ناله‌اند

بر باد اگر روند نشاط نموکنند

4

پروانه‌مشربان بساط وفا چو شمع

اجزای خویش را به گداز آبرو کنند

5

ما را به زندگی ز محبت گزیر نیست

نتوان گذشت گر همه با درد خو کنند

6

عنقاست در قلمرو امکان بقای عیش

تاکی بهار را قفس از رنگ و بو کنند

7

جیب مرا به نیستی انباشت روزگار

چاکی‌ست صبح را که به هیچش رفو کنند

8

این موجها که گردن دعوی کشیده‌اند

بحر حقیقتند اگر سر فروکنند

9

ای غفلت آبروی طلب بیش از‌ این مریز

عالم تمام اوست‌که را جستجوکنند

10

بیدل به این طراوت اگر باشد انفعال

باید جهانیان ز جبینم وضو کنند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor