Toggle stanza 1
بر خوان ما نمک به ملاحت نشد لذیذ
1

بر خوان ما نمک به ملاحت نشد لذیذ

صدبار تا نسوخت جراحت نشد لذیذ

2

هرکس به می نداد ردای تکلفی

در کام او شراب اباحت نشد لذیذ

3

در بحر و بر بجز الم تلخ و شور نیست

جز بر امید سود سیاحت نشد لذیذ

4

تاجر به عشق خانه به دریا شناور است

محنت جز از تصور راحت نشد لذیذ

5

رخسار خوب را به وفا قدر و قیمت است

بی میوه بوستان به مساحت نشد لذیذ

6

تا صبحدم نزد نمکی بر جراحتم

با آن کمال حسن و صباحت نشد لذیذ

7

لذت ورق ز کلک «نظیری » گرفته است

در نامه ها سخن به فصاحت نشد لذیذ

Sources

Persian text source: Ganjoor