غزل شمارهٔ 342
Toggle stanza 1هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
11
هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
گاهی توجهی به غلام قدیم خویش
22
نشناسدم کسی که ندارم قرینه ای
عنقا نهفته ماند ز مثل عدیم خویش
33
درهم تر از حساب تو کاری است چون کنم
با تیره تر دلی ز دماغ سقیم خویش
44
من موشکافم او گر هم بر گره زند
درمانده ام به بازی بخت ندیم خویش
55
محجوبم از تقید خود مستیی کجاست
کایم برون ز خرقه پرهیز و بیم خویش
66
گر پا کشم سرم به خرابات می رود
امیدوارم از روش مستقیم خویش
77
دل را به کوی عشق به تکلیف خوانده اند
هرجا برم رود به مقام قدیم خویش
88
گر بر فراز مسند شاهی نشسته ام
بیرون نمی نهم قدمی از گلیم خویش
99
مستی بگو بریز «نظیری » که رفت نیست؟
ظاهر مکن سلامت طبع سلیم خویش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

