غزل شمارهٔ 519

Toggle stanza 1
دگر خدا بود ای دل سر کجا داری
1

دگر خدا بود ای دل سر کجا داری

که یک دو روز شد آتش به زیر پا داری

2

درین دیار به چشمم غریب می آیی

نه آن دلی تو دلا رنگ آشنا داری

3

چه غم که در طلبت دیده ام غبار گرفت

اگر تو از پی این دیده توتیا داری

4

چو مس در آتش صد امتحان گداخته ام

به جستن تو که حسنی چو کیمیا داری

5

نشاط هر گذر و خوش دلی هر کویی

برای یک نظرم دربه در چرا داری

6

صفیر ناله جانسوز آشیان من است

تو شاخ گل همه مرغان خوش نوا داری

7

به صد نیاز «نظیری » کمین فرصت مکن

که دام در گذر خانه هما داری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor