Toggle stanza 1
ساقیا برخیز با مستان برقص
1

ساقیا برخیز با مستان برقص

عشق ساغر می کند گردان برقص

2

خرقه‌ها را گل‌فشان کن از شراب

جام بر کف چون گل خندان برقص

3

کفر و ایمان از برون پرده‌اند

تو درون پرده با خاصان برقص

4

بانگ یاسبوح یا صوفی برآر

بر ره ناقوس با رهبان برقص

5

جای در خلوت به بی‌ذوقی مگیر

بر سَرِ خُم چون مِیِ جوشان برقص

6

راه ازین شورش به مقصد می‌رسد

همچو کشتی بر سر طوفان برقص

7

برفشان هستی، که جانان جان ماست

صوفیا با ساز و با دستان برقص

8

هر سرشکم در تماشا دیده‌ای‌ست

لخت دل گو بر سر مژگان برقص

9

هوشمندان دار برپا می‌کنند

مست گو منصور در زندان برقص

10

هست ازین کشتن «نظیری» زندگی

روی بر شمشیر در میدان برقص

Sources

Persian text source: Ganjoor