غزل شمارهٔ 181

Toggle stanza 1
محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد
1

محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد

چراغی را که دودی هست در سر زود درگیرد

2

پس از وارستگی ها بیشتر گشتم گرفتارش

چو صیدی جست صیادش ز اول سخت تر گیرد

3

محبت بیشتر قائم شود چون بشکند پیمان

شکوفه اول افشاند درخت، آنگه ثمر گیرد

4

اگر بادی وزد، مشتاق را شور سماع آرد

وگر بویی رسد مخمور را مستی ز سر گیرد

5

مشو از حال من غافل که زخم کاریی دارم

مبادا دیگری صید تو را از خاک برگیرد

6

مرا این می که برد از هوش دل مجروح خواهد کرد

حریف آگهی باید که از حالم خبر گیرد

7

«نظیری » کوی عشقست این نه شاهدبازی و رندی

که گر یاری رود از دست کس یاری دگر گیرد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor