غزل شمارهٔ 218
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد
شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد
شور حسنت نمکی بر جگر آدم زد
شب ز دیدار تو گردید به مهر آبستن
جامه بر سنگ ز سور رخ تو ماتم زد
شهد لب های تو دکان طبیبان در بست
دست در دامن تیغ نگهت مریم زد
کعبه آمد حجرالاسود خالت بوسید
غوطه در موجه چاه ذقنت زمزم زد
تا قضا خال بهشتی جمال تو بدید
شست آن خال که بر ناصیه آدم زد
به سخندانی تو طفل ندیدست کسی
گره اعجاز لبت بر نفس مریم زد
عشق دوشاب دل آن روز که سودا می پخت
مایه مهر برین شیره جان ها کم زد
دوش می خواست قدم بر من افتاده نهد
کند خاک من و بر دیده نامحرم زد
دولت از فیض دم صبح «نظیری » دریافت
در به غواص ندادند که بی جا دم زد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون صبا شانه درآن طره خم در خم زد
سلک جمعیت شوریده دلان برهم زد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 117
در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 152
عشق اول به دل سوخته آدم زد
مایه ور شد ز دل آدم و بر عالم زد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3382
حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد
فتنه برپا شد و نیشی به رگ عالم زد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 220
Sources
Persian text source: Ganjoor

