غزل شمارهٔ 195
Toggle stanza 1آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
صلحی به مصلحت پی جنگ دراز کرد
شد عمر و سرگرانی او برطرف نشد
بر من به قدر مرتبه عشق ناز کرد
خود را به کام دشمن خود دید آن که او
با دوستان تغافل دشمن نواز کرد
چشم طمع بدوز که از در قسمت کسان
هرکس گشود دیده به حسرت فراز کرد
صد معجز از کرامت لعل تو دیده ام
از تو نمی توان به خطا احتراز کرد
هرجای بینم از تو سزای پرستشی
در کعبه می توان به همه سو نماز کرد
صوت من از ترانه ناهید برگذشت
شدی بلند مطرب حسن تو ساز کرد
طبل وجود عیش «نظیری » به هم نزد
کوتاه دید مرحله خواب دراز کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آگاهی از خیال خودم بینیاز کرد
خود را ندید آینه تا چشم باز کرد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1091
صوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد
بُنْیادِ مَکْر با فَلَکِ حُقِّهباز کَرْد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 133
پیش نسیم صبح گل آغوش باز کرد
از پاکدامنان نتوان احتراز کرد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4059
تیغ ستم ببین چه به زلف ایاز کرد
پا از گلیم خویش نبایددراز کرد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4060
تا دوست بر دلم در عالم فراز کرد
دل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کرد
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 201
Sources
Persian text source: Ganjoor

