غزل شمارهٔ 371
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1جگر به خنده همیسوز و بر کران میغلت
11
جگر به خنده همیسوز و بر کران میغلت
گهر به نکته همیریز و در میان میغلت
22
ز جعد خویش گلستان نما شبستان را
خیال سبزه و سنبل کن و بر آن میغلت
33
اگر چو نخل مرادم به بر نمیآیی
چو آرزوی دلم در میان جان میغلت
44
ز درس و مدرسه کاری به نقد نگشاید
پیاله میکش و بر فرش گلسِتان میغلت
55
مثال نکتهٔ سنجیده بیاثر تا چند
گهی به لغزش مستانه بر زبان میغلت
66
معاندان به سنان میزنند و میگذرند
به خاک معرکه مجروح و خونفشان میغلت
77
خدنگ طبیعت این قوم برنمیتابند
همین که پَر ز تو یابند چون کمان میغلت
88
نیافتیم «نظیری» کسی تو گر یابی
پیش چو باد همیگیر و بر نشان میغلت
Sources
Persian text source: Ganjoor

