غزل شمارهٔ 178
Toggle stanza 1وقت شد سبزه فرش در پیچد
11
وقت شد سبزه فرش در پیچد
ابر خرگه به یکدگر پیچد
22
آفتاب از کمین برآرد سر
پنجه ابر باد برپیچد
33
مسند سبزه نخل بگذارد
ز افسر غنچه شاخ سر پیچد
44
همه ذرات خاک بت گر را
تار زنار بر کمر پیچد
55
حسن و رنگی جهان نموده به وهم
سیمیا را بساط درپیچد
66
زاغ گرنه به حد کند پرواز
بهمش چرخ بال و پر پیچد
77
اصل بهتر که ترک فرع کند
پای در دامن اثر پیچد
88
دیده سیل بهار شد که جهان
به هم اوراق خشک و تر پیچد
99
تر و خشکی که کوه و صحرا راست
خرده لاله در شرر پیچد
1010
زحمت خار و رنج خارا را
لاله در پاره جگر پیچد
1111
ارغوان را که خون کند سیلان
ساعد از نوک نیشتر پیچد
1212
بس فریب چمن «نظیری » دید
از بهشتش عنان نظر پیچد
Sources
Persian text source: Ganjoor

