غزل شمارهٔ 205

Toggle stanza 1
من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتد
1

من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتد

ز بس زخم دلم کاریست در دنبال من افتد

2

شکارت خوش برآید چون که از منزل برون آیی

نگاهت جانب مرغ همایون فال من افتد

3

نیم مرغی که بس دشوار باشد صید من کردن

ز بس سستم، گره از بال من در بال من افتد

4

از آن برجم که هرگه عقده یی در پیش چرخ آید

ز دوران ماه من ماند ز گردش سال من افتد

5

بزن بر نامه ام ای ابر محشر از کرم برقی

که می ترسم ملک را چشم بر اعمال من افتد

6

به قاتل خون خود پیش از سئوال حشر می بخشم

که در شرمندگی می ترسم از اهمال من افتد

7

مرا گستاخ گویی هاست در مجلس نخواهد شد

که دایم بند حسرت بر زبان لال من افتد

8

مران از گوشه چشمم که از عالم همین دارم

که در هر شادی و غم قبله آمال من افتد

9

بسی پرشوق می آید «نظیری » کعبه می ترسم

بتی ناگه ز طاق از شوق استقبال من افتد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 205 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood