غزل شمارهٔ 233
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1به خاطرم گلهای گشت و دوست دشمن شد
11
به خاطرم گلهای گشت و دوست دشمن شد
دو دل چو شیر شکر بود سنگ و آهن شد
22
چو خانه سر کشتست عهد را بنیاد
ز هر طرف که نسیمی وزید روزن شد
33
مرنج اگر نشدم مضطرب ز آمدنت
چراغ دیده نمی داشت دیر روشن شد
44
در اشتیاق تو چندان صنم صنم گفتم
که شرمسار ز خود زاهد و برهمن شد
55
سر از عنان تو گفتم برون توانم برد
کمند پا و سرم طرف جیب و دامن شد
66
کشید بر در و دیوار بوستان خطی
که گل ملول ازین بلبلان گلشن شد
77
مساز خنده دگر رنجه پا که جای تو نیست
لب ملول «نظیری » که وقف شیون شد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

