غزل شمارهٔ 1523
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1خوش آمد با توام دیدار کردن
11
خوش آمد با توام دیدار کردن
نظر در روی چون گلنار کردن
22
کشیدن باده بر روی تو، وانگاه
تماشای گل و گلزار کردن
33
چه خوش باشد ترا از خواب مستی،
به زخم بوسه ها بیدار کردن
44
ز من در پیش تو کاری نیابد
به جز نظاره دیدار کردن
55
نیارم از لبت دل را جدا کرد
که نتوان خون ز خون بیزار کردن
66
به جرم عشق اگر خونم بریزند
نخواهم هرگز استغفار کردن
77
به شمشیری نگردم منکر از عشق
ز تو کشتن، ز من اقرار کردن
88
مگو خسرو که اینها گفتنی نیست
نمی شاید سخن بسیار کردن
Sources
Persian text source: Ganjoor

