Toggle stanza 1
بر آن رویی که نتوان می گرفتن
1

بر آن رویی که نتوان می گرفتن

ترش بر روی ما تا کی گرفتن

2

حلالش باد خونم آن چنان، کوست

جفایت چون توان بر وی گرفتن

3

صبا بستان کباب نیم سوزم

به دستش ده به جای می گرفتن

4

کجا افتاده ای، زاهد، ز ما دور؟

نشاید مفلسان را پی گرفتن

5

چنین کز غمزه شوخت امان یافت

بخواهد فتنه روم و ری گرفتن

6

ترا هم هست شوقی، لیک فرق است

بتا از سوختن تا خوی گرفتن

7

ز تو در خان و مان سوزی اشارت

ز خسرو آتش اندر نی گرفتن

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1524 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood