Toggle stanza 1
شبی بخرام و مه را کار بشکن
1

شبی بخرام و مه را کار بشکن

رخی بنما و گل را بار بشکن

2

ز سر جوش دلم برگیر جامی

خمار نرگس بیمار بشکن

3

مخور با مردمان عشق باده

سفالش بر سر اغیار بشکن

4

صبوحی کرده از مجلس برون آی

بتان را چاشت گه بازار بشکن

5

سرم نطع است پایی کوب، ای مست

دماغ عقل دعوی دار بشکن

6

جهان می کشی هر روز، بنشین

یک امروز از پی من کار بشکن

7

خط مشکین یار، ای گل، نه سهل است

ورق، کانجا رسی، زنهار بشکن

8

بر آن دامن نخواهم خون خود نیز

قبا را عطف خونین وار بشکن

9

دل خسرو شکستی، وه که گفته ست

که مهر حقه اسرار بشکن

Sources

Persian text source: Ganjoor