Toggle stanza 1
تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم
1

تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم

ز دست لعل تو تا چند در خون جگر غلتم

2

بغلتم هر زمان در زیر پایت باز برخیزم

چو رویت بنگرم بار دگر از پای در غلتم

3

چنان گشته ست حال عیش من از تلخی هجران

مگس بر من نیارد شست، اگر اندر شکر غلتم

4

سرشکم گفت در وقتی که می غلتید بر رویم

چو مروارید غلتانم که بر بالای زر غلتم

5

به کار عیش در خون دو چشم خویش می غلتم

چه بهتر زان بود خسرو که در کار دگر غلتم

Sources

Persian text source: Ganjoor