Toggle stanza 1
وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم
1

وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم

چند بر زرق و ریا نام مناجات نهیم

2

گر فروشیم مصلا ز پی می، به ازآنک

رخت تزویر به بازار مکافات نهیم

3

مست گر، پای بلغزد، چو در آن ثابت است

دیده بر پاش به صد عذر و مراعات نهیم

4

دیده داریم و دل و جان و تن از عشق خراب

بر خرابی دو سه در وجه خرابات نهیم

5

عاشق صورت خوبیم که خلقی همه سر

بر در کعبه و ما بر قدم لات نهیم

6

شاه جان گشت چو بازیچه نفس کج باز

بینم اندر محل شه رخ و سر مات نهیم

7

دل خسرو که همه شیشه می می سنجد

سنگ قلب است که در پله طاعات نهیم

Sources

Persian text source: Ganjoor