Toggle stanza 1
از نکو بد نگو نمی آید
1

از نکو بد نگو نمی آید

تو نکویی، نکو نمی آید

2

با من اربد کنی، نکو کن، از آنک

بد جز از تو نکو نمی آید

3

می روی سوی باغ با آن لطف

آب در هیچ جو نمی آید

4

آنکه خورشید می کند بر چرخ

تو کنی به، کز او نمی آید

5

عقل من با تو رفت، وین طرفه

که تو می آیی، او نمی آید

6

تاب سنگین دلت ندارم من

کار سنگ از سبو نمی آید

7

دل خسرو که در هوای تو ماند

جای دیگر فرو نمی آید

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…