غزل شمارهٔ 978
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1از نکو بد نگو نمی آید
11
از نکو بد نگو نمی آید
تو نکویی، نکو نمی آید
22
با من اربد کنی، نکو کن، از آنک
بد جز از تو نکو نمی آید
33
می روی سوی باغ با آن لطف
آب در هیچ جو نمی آید
44
آنکه خورشید می کند بر چرخ
تو کنی به، کز او نمی آید
55
عقل من با تو رفت، وین طرفه
که تو می آیی، او نمی آید
66
تاب سنگین دلت ندارم من
کار سنگ از سبو نمی آید
77
دل خسرو که در هوای تو ماند
جای دیگر فرو نمی آید
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

