غزل شمارهٔ 977
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1لب لعل تو جز به جان نبرد
لب لعل تو جز به جان نبرد
آشکارا برد، نهان نبرد
جان بدینسان که می برد لب تو
هیچ کس از لب تو جان نبرد
نرود مه بر اوج در شب تار
تا ز زلف تو نردبان نبرد
پیش ازین بر خودم یقینی بود
که دلم هیچ دلستان نبرد
تو ببردی همه یقین دلم
بر طریقی که کس گمان نبرد
چشم پر خون کشم به پیش تو، لیک
کس جگر پیش میهمان نبرد
بر دو چشمم روان بود کشتی
کاین همه عمر بر کران نبرد
برد از ضعف هر طرف بادم
هرگزم بر تو ناگهان نبرد
خسرو افتاد بر در تو چو خاک
باد را گو کز آستان نبود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
انما الله واحد و احد
صمد لم یلد و لم یولد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1
چون ز دوزخ کنند خلق گذر
شست و شویی کنند در کوثر
JamiHaft Awrangاعتقادنامهبخش 30 - اشارت به حوض کوثر
بخت و دولت چو پیشکار تواند
نصرة و فتح پیشیار تو باد
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 40
غم نه بر دل که گر نهی بر کوه
کوه گردد ز بار غصه ستوه
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 18
همه فرزند آدمند بشر
میل بعضی به خیر و بعضی شر
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 20
هر که آمد بر خدای قبول
نکند هیچش از خدا مشغول
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 42
حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحبجمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانیاند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.»
هر که سلطان مریدِ او باشد
SaadiGolestanباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 1
هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.
لذت انگور بیوه داند نه خداوند میوه.
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 63
از زره بود پشتِ حیدر فرد
کرد خصمش سؤال گفتا مرد
SanaiHadiqat al-Haqiqa wa Shariʿat al-Tariqaالباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احوالهبخش 44 - حکایت در شجاعت و غیرت
چون ز بد گوی من سخن شنوی
بر تو تهمت نهم ز روی خرد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 53
Sources
Persian text source: Ganjoor

