Toggle stanza 1
مدتی شد که یار می ناید
1

مدتی شد که یار می ناید

وان بت گلعذار می ناید

2

جان خود را شکار او کردم

رغبتش بر شکار می ناید

3

می شمارند بس که یارانش

بنده خود در شمار می ناید

4

تا برآورد گرد از دلها

زو دلی بی غبار می ناید

5

روزگاری که پیشم آمد ازو

پیش او روزگار می ناید

6

آرزویم کنار او چه شود؟

کارزو در کنار می ناید

7

دل من کز قرار خویش برفت

دیر شب برقرار می ناید

8

مکن، ای دوست، ذکر صبر به عشق

که مرا استوار می ناید

9

خسروا، گرد عشق می گردی

مگرت جان به کار می ناید

Sources

Persian text source: Ganjoor