Toggle stanza 1
بشکافت غم این جان جگرخواره ما را
1

بشکافت غم این جان جگرخواره ما را

یا رب، چه وبال آمده سیاره ما را

2

رفتند رفیقان دل صد پاره ببردند

کردند رها دامن صد پاره ما را

3

گر همره ایشان روی، ای باد، در آن راه

زنهار بجویی دل آواره ما را

4

شبها به دل از سوز جگر می کشدم آه

آه ار خبرستی بت عیاره ما را

5

روزی نکند یاد که شبهای جدایی

چون می گذرد عاشق بیچاره ما را

6

بوی جگر سوخته بگرفت همه کوی

آتش بزن این کلبه خونخواره ما را

7

دیدند سر اشکم همه همسایه و گفتند

این سیل عجب گر نبرد خانه ما را

8

جز خسته و افگار نخواهد دل خسرو

خویی ست بدین بخت ستمگاره ما را

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 61 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood