Toggle stanza 1
باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما
1

باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما

نطع حریف پاک شد دامن چشم پاک ما

2

هر طرفی و قصه‌ای، ورچه که پوشم آستین

پردهٔ رازکی شود دامن چاک‌چاک ما

3

شاهد مست بی‌خبر خفته، چه دارد آگهی

تا همه شب چه می‌رود بر دل دردناک ما

4

گر کُشیم به تیغ کُش، نه به نمودن رخت

زانکه نباشد این قدر مرتبهٔ هلاک ما

5

جان و دلی‌ست در تنم، بذل سگان خویش کن

تا نبود به ملک تو زحمت اشتراک ما

6

ای که بکشتی از جفا خسرو مستمند را

پای وفا چه، ار گهی رنجه کنی به خاک ما

Sources

Persian text source: Ganjoor