Toggle stanza 1
چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم
1

چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم

گه در فسون نشینم، گه در دعا گریزم

2

بوی کشندهٔ او خود همره صبا شد

خلق از سموم وادی، من از صبا گریزم

3

شمشیر بر کشیده عشق و مرا در آن کوی

پای خرد شکسته چون از بلا گریزم

4

هر جانور که باشد بگریزد از بلایی

من خود بلای خویشم، از خود کجا گریزم؟

5

خسرو، مگوی در کش پا از طواف کویش

کو نیست آن حریفی کز وی به پا گریزم

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1393 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood