غزل شمارهٔ 1394
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
11
کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
تا چند هر زمانی با بخت بر ستیزم
22
از عزت در تو خواهم کشم به دیده
خاک درت که از وی خاشاک و خس نبیزم
33
در آرزوی خوابم کت گه گهی ببینم
میرم چنان که هرگز تا حشر برنخیزم
44
از تیغ جور، جانا، گر خون من بریزی
مهرت ز دل نریزم، گر بر زمین بریزم
55
بر تیغ کند باید کشتن چو من کسی را
زحمت بود که داری مهمان به تیغ تیزم
66
از هول رستخیزم، والله، خبر نباشد
پیش آید ار به ناگه در حشر رستخیزم
77
سوی تو می گریزم آنگه که زنده مانم
بکشد مرا خیالت، گر سوی خود گریزم
88
بر ماست نظم خسرو ناوک زنی ندانم
کاهوی هندوم من یا اشتر حجیزم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

