غزل شمارهٔ 1916

Toggle stanza 1
ای که امروز به زیبایی او می نازی
1

ای که امروز به زیبایی او می نازی

جای آن است که بر ماه کنی طنازی

2

بوسه ای چند بخواهم ز لبت

چشم تو گر نکند پیش لبت غمازی

3

تا که در سینه کنون تخم وفایت کارد

اشک با خون دل بنده کند انبازی

4

خود کشی عاشق و بر طره مشکین بندی

خود دلم دزدی و اندر سر زلف اندازی

5

از رخت بنده چه بریست به جز دلسوزی؟

بلبل از لاله چه آموخت جز آتش بازی؟

6

چشم تو با همه بد می کند، الا با تو

زانکه با غمزه بدساز نکو می سازی

7

من ز اندوه چو خسرو به تو پرداخته ام

تو پی آنکه به من هیچ نمی پردازی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor