غزل شمارهٔ 1003

Toggle stanza 1
بر آن است جانم که ناگه برآید
1

بر آن است جانم که ناگه برآید

چو از بهر یک دیدنت می نپاید

2

مزن غمزه چون من ز هجران بمردم

که کس تیغ بر کشتگان نازماید

3

ازان دیده بر خاک پای تو سایم

که زنگار اشکم ز راهت زداید

4

دلت در قبا راست کاری نداند

چو کج باشد آیینه رو کج نماید

5

اگر در وفاهای وعده بخیلی

جوانمردی عشق چندین نشاید

6

مگو، خسروا، «ترک دلبند خودگیر»

دلم با دگر کس کجا می گشاید؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor