غزل شمارهٔ 790
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1لعل شیرینی چو خندان میشود
11
لعل شیرینی چو خندان میشود
در جهان شیرینی ارزان میشود
22
قد او هرگه که جولان میکند
گوییا سرو خرامان میشود
33
پرتو رویش چو میتابد ز دور
آفتاب از شرم پنهان میشود
44
قصه زلفش چون نمیگویم به کس
زان که خاطرهها پریشان میشود
55
من نه تنها میشوم حیران او
هرکه او را دید حیران میشود
66
مه چو میگوید، چه بنوازم ترا؟
تا نگه کردم، پشیمان میشود
77
هرکه را شاهی عالم آرزوست
بنده درگاه سلطان میشود
88
خسروی کز کلک گوهربار او
کار بیسامان به سامان میشود
Sources
Persian text source: Ganjoor

