Toggle stanza 1
لعل شیرینی چو خندان می‌شود
1

لعل شیرینی چو خندان می‌شود

در جهان شیرینی ارزان می‌شود

2

قد او هرگه که جولان می‌کند

گوییا سرو خرامان می‌شود

3

پرتو رویش چو می‌تابد ز دور

آفتاب از شرم پنهان می‌شود

4

قصه زلفش چون نمی‌گویم به کس

زان که خاطره‌ها پریشان می‌شود

5

من نه تنها می‌شوم حیران او

هرکه او را دید حیران می‌شود

6

مه چو می‌گوید، چه بنوازم ترا؟

تا نگه کردم، پشیمان می‌شود

7

هرکه را شاهی عالم آرزوست

بنده درگاه سلطان می‌شود

8

خسروی کز کلک گوهربار او

کار بی‌سامان به سامان می‌شود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور