Toggle stanza 1
شکل موزونت که در دل جا کند
1

شکل موزونت که در دل جا کند

هر که بیند در جهان، سودا کند

2

با قدت بر جا نماند پای سرو

باغبانش گر چه پا بر جاکند

3

نسخه ای از روی تو نتوان ستد

گر علم سر زیر پا بالا کند

4

عاشق زلفین مشک آلود تست

باد کز گل عنبر سارا کند

5

راز می ترسم که در صحرا نهد

اشک من چون روی در صحرا کند

6

آب چشمم از ستادن فارغ است

باد اگر زنجیرش اندر پا کند

7

چند در خود دیدن، آخر فرصتی

چشم را، تا یک نظر در ما کند

8

جرعه کز جام لبت بیرون فتد

عاشقان را بیخود و شیدا کند

9

چون که از مستی بغلتد چشم تو

تکیه بر لطف شه والا کند

10

ز آفتاب تیغ او دشمن به رزم

گونه گونه رنگ چون خرما کند

Sources

Persian text source: Ganjoor